Modireat 91
به وبلاگ بچه هاي مديريت خوش آمدید
بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود این شب امتحان من چرا سحر نمیشود !؟
سعدي او که سر زده ، دوش به خوابم آمده گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !
خر به افراط زدم ، گیج شدم قاط زدم قلدر الوات زدم ، باز سحر نمیشود!
استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود!
مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود!
مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود!
هر چه بگی برای او ، خشم و غضب سزای او چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود
توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود...! ..................................
از: مهندس نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |